محمد رضا واليزاده معجزى

173

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

سرشناسان لرستان كه اكثرا مشاغل دولتى از قبيل ايلخانىگرى و ايل‌بيگىگرى و پيشكارى ماليات ايلات و طوايف و يا سمت صاحب‌منصبى در افواج لرستان را داشتند و يا رئيس طايفه بودند و از دور پسر ارشد شاه را مىشناختند و مىدانستند كه او نور چشمى پدرش ناصر الدين شاه است و در شاه نفوذ فوق العاده دارد و لقب بر طنطنه " ظل السلطان " ( يعنى سايه شاه ) او مؤيد نزديكى فوق العاده‌اش به مقام سلطنت است . ارتشى منظم و تعليم يافته و مجهز به بهترين وسايل جنگى در اختيار اوست . يك سر قلمرو و حكومتش در شمال و يكسرش در جنوب است . او به قدرى قوى و نيرومند است كه اگر بخواهد با پدرش از در ستيزه وارد شود ، در قليل مدتى تاج‌وتخت را از او خواهد گرفت . با اين محاسبه چگونه مىتوان با همچو شخصى كاركرد و غير از تسليم و رضا چه چارهء مىتوان انديشيد و به چه‌كسى مىتوان پناهنده شد . زيرا وقتى كه حاكم ظلم كند . بايد از ظلم او به شاه كشور پناهنده شد . وقتى كه شاه اعتنا به حرف شاكى نكند ، اگر هم اعتنا كند حاكم اعتنا به فرمان پدرش نكند ، تكليف بىپناه چيست و به چه مقامى مىتواند متوسل گردد ؟ روى اين حسابها بود كه آب ظل السلطان و سران لرستان به يك جوى نمىرفت و دچار هول و هراس بودند . ضمنا اين نكته را هم يادآور مىنمايد كه تصور نشود در دو سال قبل لرستانيان مردمى وحشى و غارتگر و بدسابقه بوده و به واسطه سوءسابقه خود از شاهزاده مىترسيده‌اند « 1 » بلكه بر خلاف تصور لرستانيان يك قرن پيش مردمانى آرام و مطيع قوانين شرع و عرف و به ويژه طبقه ممتازه آنها فهميده و اكثر باسواد بودند و چون غالبا در كارهاى ديوانى چنان‌كه اشاره شد دستى داشتند و با حاكم و صدراعظم و شاه سروكار داشتند ، رسوم و آداب زمانى را تا اندازه‌اى مىدانستند . اين‌كه بعضىها در اواخر قاجاريه ناظر هرج‌ومرج‌هايى در لرستان بوده‌اند و خيال مىكنند كه پيش از آن زمان هم وضع به‌همين منوال بوده ، سخت در اشتباهند زيرا در اوايل قاجاريه كه در همه‌جاى مملكت نظم و آرامش نسبى وجود داشته ، در همه‌جاى لرستان پادگان نظامى و در ميان ايلات و طوايف افواج محلى و صاحب‌منصبان و فرماندهان محلى بوده‌اند و نظم و

--> ( 1 ) . هرج‌ومرج و ناامنى لرستان به‌طور قطع و مسلم از انقلاب مشروطيت به بعد شروع شد و چون از اين تاريخ به بعد دولت لرستان را به كلى از ياد برده و حاكم مقتدرى براى سروسامان دادن به آن نمىفرستاد ، لذا هرج‌ومرج آن روزبه‌روز شديدتر شد . لرستانيان حتى در عصر حاضر واژه " مشروطه " را به‌جاى هرج‌ومرج و ناامنى به كار مىبرند . زيرا دوش به دوش مشروطه ناامنى در اين شهرستان حكمفرما گرديد و متأسفانه ده‌ها سال به طول انجاميد .